خورشید در شفقی سرخ رنگ به خون می نشیند و آسمان با دلی داغدار جامه سیاه محرم بپوشد .

آسمان خون می گرید.زمین شرمگین و مضطرب سرایستادن دارد و زمان از برداشتن گامی به پیش بر خویش می لرزد .

این محرم است با خیمه هایی سوخته و گیسوان پریشان، با سرهای سربلند و عَلَمی سرنگون در شطّ خون ، با کبوترها و تازیانه ها و آمده است مشک بر دوش ولی عطشناک ، با بدن های چاک چاک و خونهای پاک ، با شمشیرهای آخته و جانهایی پاک باخته تا آزادی و آزادگی بنام نامی حسین شرافت یابد و انسان در مسلخ عشق خلیفه اللهی را شایسته شود و خدا به عظمت خلیفه خویش برخود درود فرستد .

 به راستی خوشا بحال دلهایی که در شعله شعله داغ عاشورا خاکستر می شوند و خوشا به حال اشکهایی که دراین مصیبت جانسور می بارند تا ابرها ی سترون شرمندگان همیشه تاریخ بمانند . براستی محرم را چگونه می توان در آغوش نکشید که مشام جان را از عطر بهشتی حسین می آکند و مسیح وار دلهای مرده  در روزمرگی و روزمرّه گی را حیاتی دوباره می بخشد .

 ای دلدادگان کوی شوق و شرف و شهادت گوارایتان باد محرم موسم عشقبازی با نام و یاد و سیره حسین .


 

نوشته شده توسط الهام امین در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 7:58 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت